🌼گل نازم🌼

قُمری

به نام خداوندرنگین کمان باکارقشنگی که نی نی وبلاگ دراختیارمون گذاشته،به امیدخداپست های جدیدی خواهم گذاشت. مدتی بودکه دوست داشتی یه پرنده داشته باشی ومن مخالفت میکردم تااینکه یه روزتوبالکن ،سروکله ی دوتاقمری پیداشد،داشتن سعی میکردن که لونه درست کنن،حدس زدم که میخوان تخم بزارن،منم ازفرصت استفاده کردم ویه سبدرودیواربالکن واسشون گذاشتم،چندروزیومشغول لونه درست کردن داخل سبدبودن،بعدش هم قمری ماده شروع به نشستنهای طولانی کردکه متوجه اولین تخم شدم،بعدازیه روزدومین تخم روهم گذاشت وبعدازبیست روز،جوجه هاازتخم بیرون اومدن،ومن وتوهم نظاره گرتمام حرکات پرنده هابودیم. چقدخدادوسِت داره نازنینم آخه این قمریا توبالکن اتاقت لونه درست کردن   ...
12 تير 1396

قفس

به نام خداوندرنگین کمون برای خریدبه مغازه ای رفته بودیم که بیرون مغازه یه قفس مرغ عشق بود،خیلی هم سروصدامیکردن وآوازمیخوندن،بعدچندلحظه به من گفتی، مامان جون درگوشتوبیار،من هم این کاروکردم وگفتم جانم گفتی،بیایواشکی درقفسوبازکنیم ،پرنده هاروآزادکنیم پرسیدم واسه چی این کاروکنیم گفتی،واسه اینکه برن پروازکنن،بازی کنن،غذابخورن فدای دل کوچیکت بشم دخترگلم 😚😚   ...
4 ارديبهشت 1395

بازی دربی

به نام خداوندرنگین کمون بعدپایان بازی وباخت تیم موردعلاقه ی باباجون(استقلال)،دیدیم که ازاتاقت ،پرچم ایران بدست اومدی بیرون وپرچموتکون میدی وبه لاتین میگیhooray hooray اگه تیم باباجون میبردچیکارمیکردی؟
3 ارديبهشت 1395

چَش میخوام!!!

به نام خداوندرنگین کمان درحال بازی بودی ،یدفعه بازیوول کردی واومدی پیشم وگفتی: من چَش میخوام ،من چَش میخوام باخودم گفتم خدایااین دیگه چیه،گفتم مامان جون بیشترتوضیح بده،من متوجه نمیشم گفتی ،چَش دیگه چَش میخوام برای اینکه بفهمم اینی که میگی خوردنیه یااسباب بازی،پرسیدم آخه چَش رومیخوای چیکارکنی؟ گفتی ،خوب میخوام بخورم من که کاملاگیج شده بودم ،وداشتم فکرمیکردم توخوردنیایه چیزی شبیه کلمه ی چَش پیداکنم ،خودت گفتی،آهافهمیدم،همونی که شبیه ماسته ،سفیده،خوشمزست،بالاخره دوزاریم افتاد،وگفتم آهاکشک میخوای،گفتی بله دیگه کشک،گفتم ،خوب شماکه بلدی تلفظش کنی چرامیگی چَش؟     ...
23 دی 1394

دمپایی

  وقتی ازخواب بیدارمیشی سراغ دمپاییتومیگیری اگه نصف شب بیدارشی دمپاییتونبینی،منوصدامیزنی که دمپاییام کو بعدحموم لباس پوشیدنت اینطوریه،اول زیرپوش ،شلوار،دمپایی،بلوز وقتی شب بخوای کنارم بخوابی،دمپاییت هم کنارمونه  وقتی جلوی تلویزیون خواب بری ودمپاییت هم پات باشه ،وفاصله ی بغلم تاتختت دمپاییت ازپات بیفته،توخواب میگی دمپاییم دمپاییم وقتی میخوایم مهمونی بریم اولین چیزی که برمیداری دمپاییاته     پی نوشت:بچه هابین ۲تا۶سالگی ،مخصوصا۳سالگی،ممکن است به انجام یک کاری علاقه شدیدنشان دهندوحالت وسواس گونه پیداکنن،این حالت وسواس گونه مرحله ای ازرشدمغزآنهاست که به مروربه حالت طبیعی برمیگردد.   ...
14 دی 1394

هشت پا

ساعت ۱۱شب بود،من تواتاقت وتوهم توپذیرایی درحال تماشای برنامه کودک،یهواومدی ودفترنقاشی ومدادشمعیهاتوبرداشتی وبدورفتی ،بعدچنددقیقه ازت پرسیدم چی داری میکشی،گفتی اونو،گفتم کدومومیگی ،بااشاره به تی وی گفتی اونیکه صورتیه،گفتم عزیزم اون هشت پاست واین شداولین هشت پایی که کشیدی،باذوق چسبوندمش روی درکمدت.ازاین کارم خیلی ذوق زده شدی وتوی ۵دقیقه ده نقاشی دیگه کشیدی ومیگفتی که اینم بچسبون .   ...
12 دی 1394